دروصف ظهور
اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِکَ الفَرَج 
لینک دوستان
شخصی گفت: 

الله اکبر             

       لا اله الا الله

             محمد رسول الله

                           سبحان الله   

                                   و بحمده سبحان الله العظیم

                                                      سبحانک لا اله الا انت 

                                                                  سبحانک انی کنت من الظالمین

این شخص اکنون 70000 نیکی را به دست آورده است.

و این خود شما هستید.....

.::::مـــــــــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــــــــــــارکـــــــــــــــــــــتــــــــــــــــــــــان بـــــــــــــــــــــــــــــاد::::.


موضوعات مرتبط: بـهـتـریـن و زیـبــاتـریـن جـمـلـه
[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 9:28 قبل از ظهر ] [ سیدحسین ]
(!) تلویزیون آمد: .... خواب رفت!

(!) زنا آمد: .... ازدواج رفت!

(!) سود آمد: .... برکت رفت!

(!) مُد آمد: .... حیا رفت!

(!) فست فود و پرخوری آمد: ... سلامت رفت!

(!) رشوه آمد: .... حق رفت!

(!) دیر خوابی آمد: ... نماز صبح رفت!

(!) اسراف و مصرف گرایی آمد: .... قناعت رفت!

(!) قوم پرستی آمد:..برادری رفت!

(!) ماهواره آمد:...حجاب رفت!

(!) جوایز بانکی و گاوصندوق آمد:...زکات و خمس رفت!

(!) تلفن آمد:...صله رحم رفت

اندیشه کنیم !!!

چه ها آمد،چه ها رفت....!؟
خدا در کجای زندگی مان هست !!!
حالا دلیل این همه گرفتاری رو فهمیدمـــــــــــ
موضوعات مرتبط: دســتــــ نـوشـتــه
[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 6:29 بعد از ظهر ] [ سیدحسین ]
سلام به همه ي دوستان و عاشقان ظهور من مدتي كه نبودم دوران امتحانات بود و بابد شانسي مواجه شدم و اعتبار اينترنتم هم تمام شد. انشالله اگ خدا بخاد ازاين به بعد حضوري نيمه پررنگ دارم خب ديگ شرمنده مزاحم شدم ووقت همتون رو گرفتم.
[ دوشنبه نوزدهم خرداد 1393 ] [ 7:48 بعد از ظهر ] [ سیدحسین ]

یه پسرایی بودن که . . .
صدای خنده هاشون تو خیابون نمیپیچید
شلواراشون نه خیلی براشون بزرگ بود نه خیلی کوچیک
ابروهاشون فابریک خودشون بود
همونایی که نه لکسوز داشتن
نه کمـری...
اما مـرام داشتن
چشمشون همه جا کار نمی کرد
و دنبال موی بلوند و چشم آبی نبودن
پسرایی که موزیکـ های خارجی رو بدون معنی کردن حفظ نمیکردن
پُــــز نمیـــــــدادن
پاتوق شون مهمونی و شیشه و انواع مشروبی جات نبود
آره رفیـق . . .
اونایی که تکیه کلامشون معرفت بود
بی ریا، با خدا، مهـربون و با مسئولیت بودن
آدم میتــونست بهشون تکیه کنه
کنارشـون آرامش داشتن
کنـارش بودی یا نبودی حواسش به بقیه دخترا نبود
و آدم ها رو مثل هـم نمی دیدن
این جور پسرا خیلی مـردن
خیلی تکن، خیلی خاصن ...
خیلی شوخن و جنگولکـ بازی در میـارن
ولی احساس شون قویه
آه که بکشن خدا دنیا رو واسشون زیر و رو میکنه . . .

ولی......

نمیدونم الان کجان

خواستم بگم نبودشون خیلی حس میشه


موضوعات مرتبط: خـوانـدنـی های جـالبــــ
[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 9:19 قبل از ظهر ] [ سیدحسین ]
نوبِهارمثل جان توی کالبد شهر جاری و شده و بوی سنبل و شقایق و زنبق مشام آدمی و رو که هنوز ازعاطفه ها فاصله نگرفته رو پر کرده، زمستون پیر و فرتوت داره باهامون خداحافظی میکنه و تا یک سال دیگه هم ازش خبری نیست تازه نوبهار که میاد آسمون ابی ابی میشه خورشید خیلی فروتنانه میزنه به تن خسته ی گیاهی که از خواب زمستونی بلند شده راستی واسه نو بهارمون چیکار کردیم واسه رفع کدورتامون، واسه خونه تکونی دلامون چقدر لبخند واسه نوبِهار کنار گذاشتیم.اهای تویی که مدام غر میزنی و نالانی بیا و مثل بهار سخاوت داشته باش مثل خورشید نورافشانی کن بیا و بخند ، بخند تا آسمون زندگیت ابی افتابی شه ، خیلی مخلصیم
داریم با نوبهار میایم
دعامون کنید...!

دانلود پیش نمایش برنامه نوبِهار | زمان : 1:30 ثانیه | حجم : 6 مگابایت

http://up.soramsara.ir/images/xirvg0ri59rfzbpbssn.jpg

[ دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 ] [ 8:21 بعد از ظهر ] [ سیدحسین ]

دوباره آمدند .روزهای انقلاب...روزهایی که باآمدنشان سروروشادی به ارمغان آوردندوهنوزکه هنوزاست طعم شیرنشان بهانه ایست برای زندگی... نمیدانم امروزبایدازکجاشروع کنم؟میگویندبنویس; اماچرابنویسم انقلابی راکه ندیده ام جنگی که فقط شنیده ام،آری من یک نسل سومی هستم،نسلی که فقط مظلومیت علی رادید،نسلی که به اوخوراندند بایدپیشرفت کنی وتنهاراه پیشرفت الگو گرفت ازغرب است ،نسلی که حتی درباره ی انقلابش،فرهنگش واعتقادش درکتاب های درسی هم چیزی پیدانکردجزیک اسم وفرهنگی که فراموش شد،نه ببخشیدفراموش کردیم!به مایادداده انددردنیای امروزبایدماهواره داشته باشی وگرنه املی .بایدباجنس مخالف دوست باشی وبه مهمانی های شبانه بروی وخیلی چیزهای دیگرکه زمین تا آسمان باحرفای امام فرق دارد ...نمیدانم...شایداین برداشت من ازجامعه ی امروزباشد .شایددیگران فهمیده اند،قصدنداشتم اینگونه شروع کنم ولی قلمم چرخید،چرخیدتابنویسم چه شکنجه ها کشیدند پدرانمان تابه اینجابرسیم ،دلیلش راهم خوب میدانم چون دیگرآرمان هایمان آرمان های جهادی وانقلابی نیست ،دیگربرایمان مهم نیست فلان جانبازازدزدشب هاخوابش نمیبرد ،مهم نیست مادری که هنوزبه انتظارفرزندش که به جبهه رفته نشسته است، برایمان مهم نیست چه کودکانی امروز بدون سایه ی پدر،بزرگ شده اند تامن وتو امروزراحت زندگی کنیم همه چیز شده است پول ومقام "شهدابه خداشرمنده ایم" دیگرکسی به جانباز به کسی احترام نمیگذارد میگویند به ماچه میخواست نرود! تایک جانبازدرخیابان موجی میشودفریادمیزندمقاومت کن مقاومت کن وفریادزنان ازهوش میرودجزتمسخرودوره کردن چیزی تحویلش نمیدهیم،نمیدانم شایددیگردورازتمدن است  که به دیدار جانباز برویم ،شاید...شایددیگرنبایدروایت فتح پخش کنیم شهدااندیشه شان پوسیده،امام برای زمان خودش مناسب بودوالان بایدمتمدن فکرکرد....خجالت نکش بگو،فریادبزن فکری راکه ازکودکی درمغزت چای دادند.آیابه نظرتومتمدن بودن گوش دادن به آهنگهای بی معنی ومسخره ی رپ است؟یااینکه بافرهنگی وباکلاسی ازنظرتورفتن به فیسبوک وچت روم های جورواجوراست؟فقط میتوانم بگویم ازاینکه من زمان انقلاب وجنگ نبودم خوشحالم!تعجب نکن آخردرآن زمان امام تنها نبود،بهشتی داشت،رجایی داشت،مطهری داشت وعماری چون سیدعلی خامنه ای داشت،ولی امروزروز درددل علی است باچاه،تاریخ دوباره تکرار میشود .حال من افتخارمیکنم بسیجی آن رهبری هستم که مظلوم ترین رهبرزمانه است ،اگرنبودم که ازانقلاب دفاع کنم و15خردادبه راه بیندازم،اگر22 بهمن نبودم تااشک شوق مردم راببینم ،حال هستم تا اشک بیگانگان رادربرابر ملت آزاده وهمیشه سرفراز ایران ببینم.هستم تابه همه بگویم من همان دبستانی ای هستم که خمینی باآن همه شکوهش چشم امیدبه من بسته بود.واگرآن روزها میگفتندلبیک یاخمینی ...حال من میگویم :لبیک یاخامنه ای....


موضوعات مرتبط: دســتــــ نـوشـتــه
[ دوشنبه پنجم اسفند 1392 ] [ 3:48 بعد از ظهر ] [ سیدحسین ]

دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا

 و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت

 وهی این و آن سرسری آمد و رفت

 ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد

 دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد

 یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است

 یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است.

 یکی گفت چرا نور اینجا کم است

 و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است!

 و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری

 ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟

 و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست

 و در را به روی همه پشت خود بست

 و من روی آن در نوشتم:


ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.

عرفان نظر آهاری


حتمابه ادامه سربزنین امیدوارم پشیمون نشین


موضوعات مرتبط: خـوانـدنـی های جـالبــــ
ادامه مطلب
[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 1:31 قبل از ظهر ] [ سیدحسین ]
گفتم خدایا از همه دلگیرم ، گفت: حتی از من؟


      گفتم خدایا دلم را ربودند ، گفت: پیش از من؟


            گفتم خدایا چقدر دوری ، گفت: تو یا من؟؟


                    گفتم خدایا تنها ترینم ، گفت: بیش از من؟


                            گفتم خدایا کمک خواستم ، گفت:ازغیر از من؟ 




گفتم خدایا دوستت دارم ، گفت: نه بیشتر از من.



پی نوشت:

شایداین مطلب براتون تکراری باش وخیلی جاها خونده باشینش...

ولی تاحالاشده به معنیش فک کنیم؟!!


موضوعات مرتبط: خـوانـدنـی های جـالبــــ
[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 1:17 قبل از ظهر ] [ سیدحسین ]

 منتظرم ...

              منتظر اتفاقي بزرگ 

 انتظار...

             هميشه سخت است

             اما هميشه تلخ نيست

http://www.keaner.net/sketch/void.gif


موضوعات مرتبط: دســتــــ نـوشـتــه
[ پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 ] [ 2:13 قبل از ظهر ] [ سیدحسین ]

به تو خیره می گردم

به این جنگل

به این برکه

به خط نور

به این دریا

به رقص آب

به این افسون بی همتا

چه باید گفت؟

کمک کن واژه ها را بر زبان آرم

بگویم لحظه ای از تـــو

از این زیبایی روشن

از این مهتاب

بریزم با نسیم و گم شوم در شب

بخندم با تـــو لختی در کنار آب

زبانم گنگ و ذهنم کور

تنم خسته ، دلم رنجور

تمام واژه ها قامت خمیده

ناتوان

بی نور

پر از پیچیدگیست این ذهن ناهموار

سکوت واژه ها در هم تنیده

مثل یک آوار

من از این پیچیدگی ها سخت بیزارم

تو با من ساده می گویی و من هم ساده می گویم


 "خُــــــــــدایـــــا دوســــتَـــت دارَمــــــــــ"


 

دل نوشت:

نمی‌دانم این جمله را کجا خوانده ام که این روزها بارها و بارها در مغزم می‌پیچد...

خــدایا ما فقط تـــو را داریم . . . تو را به خـــدا ، مواظـــب خـــودت بـــاش..!



موضوعات مرتبط: بـهـتـریـن و زیـبــاتـریـن جـمـلـه، شـعـر
[ پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 ] [ 1:16 قبل از ظهر ] [ سیدحسین ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد...
دعا کبوتر عشق است و بال و پر دارد...

بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب...
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد...

بخوان دعای فرج را و نا امید مباش...
بهشت پاک اجابت هزار در دارد...

بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است...
خدای را، شب یلدای غم سحر دارد...

بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال...
مسافر دل ما، نیت سفر دارد...

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا...
ز پشت پردۀ غیبت به ما نظر دارد...

بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا...
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد...

با نظرات خود به ما لطفی کنید تا وبلاگ مناسبی برای شما ارایه کنیم.
برچسب‌ها وب
امکانات وب

کد موس مهدي (ع)-امام زمان:تک کد